احلام که در دانشکده پزشکی مشغول تحصیل است، عاشق دکتر پرویز شده و میخواهد با او ازدواج کند. اما بر اساس قوانین و سنتهای قبیلهاش، او باید با پسرعمویش فرهان ازدواج کند. احلام تصمیم میگیرد در برابر خانوادهاش بایستد و راهی برای حل این مشکل پیدا کند.
نام شما
توضیحات و لینک خراب را وارد کنید.
با استفاده از روش های پایین میتوانید این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید